پرهامپرهام، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

❤وبلاگ محمد پرهام عزیز ما❤

به پهلو شدن

امروز گل پسر هی به پهلو می چرخید. فکر کنم داره سعی میکنه بغلطه! تازه وقتی اسباب بازی پنگوئنش رو هم کنارش گذاشتم البته با فاصله دیدم رو زمین خودش رو تا دم اون کشیده و دست انداخته و خلاصه پنگوئنای بیچاره نقش زمین شده بودن! هر روز یه کار تازه میکنه و من و بابایی هم هی قربون صدقش میریم! ...
7 بهمن 1391

تولد باباجون

پنچ شنبه ٢٩ دی رفتیم قم تا تولد باباجون رو جشن بگیریم. البته روز تولدشون ١٢ دی بود ولی چون نزدیک اربعین بود مامانینا با بقیه قرار گذاشتن بعد محرم و صفر جشن بگیرن. وقتی باباجون از بیرون اومد و ما صدای در حیاط رو شنیدیم چراغها رو خاموش کردیم. باباجون هم از اینکه برق هست ولی چراغای داخل خونه خاموشه کلی تعجت کرده بود.. وقتی هم اومد مامانینا که هرکروم مسوول روشن کردن یه چراغ بودن, چراغا رو روشن کردن و دست زدن و... خلاصه کلی باباجونو غافلگیر کردن. خاله سارا هم یه شعر برا تولد بابا سروده بود که خودش نواخت و خوند! درضمن آهنگ تولدت مبارک رو بابای خوبم به خاله سارا یاد داد تا با ارگ کوچولوی من بزنه! لازمه بگم من و آرمان هم کادو دادیم....
30 دی 1391